موزی بازی

ساعت 11 صبح یکشنبه : دریل به دست و در معیت مادرم(بههههله مامانم اینجاس) مشغول سوراخ کردن دیواریم. می خواهیم به دیوار آشپزخانه طبقه های چوبی وصل کنیم. هنوز سوراخ دوم را نزده ام که مادرم می گوید "صدای تق و توق می یاد. فکر کنم بالاخره همسایه بغلی دارن اسباب کشی می کنن، برم دم در بهشون بگم ما دو تا زن تنهاییم حتماً میان کمکمون." هی چی می خوام جلوشو بگیرم به خرجش نمی ره،‌ تا به خودم میام می بینم در رو باز کرده و از اونجایی که زبون این اجنبی ها رو نمی فهمه منو صدا می کنه که بیا ببین این آقا چی می گه. می رم دم در، کاشف به عمل میاد که صدای تق توق مربوط به در زدن همسایه بوده که به علت صدای دریل خوب به گوش ما نمی رسیده. آقای همسایه با صورتی به رنگ لبو متذکر می شه که طبق قوانین جمهوری فدرال آلمان یکشنبه ها دریل کردن و اصولاً تولید هر گونه تق و توق ممنوعه. من با چشمانی گشاد می گم آقا تا ساعت 10 شب که مجازه. می گه نخیر بعد هم برام ساعاتی که تولید صدا مجاز هست رو در روزهای کاری، شنبه و یکشنبه قرائت می کنه و تندی از پله ها می ره پایین. من می رم تو گوگل می بینم که بعله. اصولاً طبق قانون در روزهای کاری از 7 صبح تا 10 شب می شه تق و توق کرد(ماشین چمن زنی از این قاعده مستثناست و فقط تا 5 بعد از ظهر می شه استفاده کرد). و شنبه ها از 7 صبح تا ساعت 13:00 میشه از خود صدا دروکرد و  یکشنبه ها کلاً حتی استفاده از ماشین لباسشویی جاروبرقی ممنوعه. فک کن!

به مامانم می گم مگر چند نفر توی این شهر آدرس من را دارند؟ اون اندک دوستانم حتماً تلفنم رو هم دارند. باز کردن در، درپی زنگی که انتظارش را نداری و جواب دادن تلفن های ناشناس به لحاظ آماری چیزی جز دردسر نداره. من از روی تجربه بهم ثابت شده که تلفن های ناشناس و زنگ درهای سرزده در 99% مواقع فقط مسئله به همراه میارن. این است که من مدتی است عطای آن 1% خبرخوش های پشت در را هم به لقایش بخشیده ام. حالا بازکردن در به طور خود جوش به امید واهی اینکه کسی بیاد برات دریل کند که دیگه اشتباه محض و کَـاَن شتریست که در خواب بیند پنبه دانه و گهی لف لف خورد گه دانه دانه.....بله حافظااااا

دوشنبه راس ساعت 7 صبح (و البته با اندکی بدجنسی ) دریل رو روشن می کنم و طبق مقررات جمهوری فدرال آلمان 4 تا سوراخ دیگه می زنم تو دیوار.

ساعت 7:10 دقیقه که از در خانه که بیرون می روم می بینم طبق معمول دوشنبه ها چند تا  از نامه های همسایه ام از دهانه گشاد صندوق پست روی زمین افتاده. باران ملایمی می زند و نامه ها را خیس می کند.  من مجبور نیستم مثل همیشه نامه ها را از روی زمین بلند کنم. یا اینکه مثلاً پایم را رویشان نگذارم..... حالا پایم اتفاقی روی نامه رفت یا به شدت لگد کردم.... به هر حال فکر نکنم جمهوری فدرال آلمان بتواند تمییزی بین این دو قائل شود....

/ 3 نظر / 12 بازدید
nazanin

[قهقهه][قهقهه] dar javabe in aghaye motevassel!

nazanin

be khatere haminam ke shode pasho bia invar![زبان]

الهام

آخی.... مامانت ..... عزیزم ....واقعا این همه انسانیت را از اون مو زردا انتظار داشتن؟! ببین همون 1% خبر خوش پشت در برای یک عمر خوشبختی کافیه خواهر از من میشنوی غافل نشو.....[رویا][شوخی]