به جان رفقا قصدم از اون پست قبلی تریپ افسرده و اینا نبود، دیدم چند تا نخ موی سفید درآوردم گفتم یه چیزی به افتخارشون بنویسم!

بگذریم. . . .امروز تو سلف دانشگاه بستنی کاپوچینو خوردم، از اون لحظه رو پام بند نیستم،  هی لبخندم میاد، هی خوشحالم، از وقتی اومدم خونه هم آهنگ خوشگلا باید برقصن اندی رو گذاشتم و هی می رقصم، حالا یهو دوچار شک شدم، چی بوده تو اون لامصب که منو انقده خوشحالونده، . . . . . فردا برم سلف رو قوطی ها رو چک کنم ببینم چه زهر ماری خوردم که انقده کبکم خروس می خونه. . . . .

پ.ن. رفتم سلف و رو قوطی ها رو چک کردم، دیدم نه زهرماری ای چیزی توش نبوده، به این نتیجه رسیدم که خل و چلی و جلفی از خودم است و ارتباطی به عوامل بیرونی ندارد!

/ 5 نظر / 8 بازدید
مستر کچل

سلام خوشحال میشم مطالب جالب و بامزه منو بخونید و نظر بدین.

صفا

نه به تیریپ افسردگی نه به این خل بازیت. قرص اکس رو از خون تو می گیرن

حورا

[هورا] من هم گاهی الکی شاد و خندون میشم [لبخند] بهتر از الکی ناراحت بودنه! [نیشخند]

الهام

[قهقهه] انشالله که همیشه دلت شادولبت خندان باشه .اون زهرماریها هم فکر نکن خیلی تاثیرگذاره .اون تلقینشه که ملتو اینقدرازخود بیخود میکنه!(بنا به نظر علمای اهل فن[نیشخند]) لذا دلت جوون باشه از هرچی زهرمارخوره شادتروخندانتری[چشمک]

زهرا

اینکه چیز عجیبی نیست مادر!