باز هم خاطرات یانگومی

یادم نمی ره اون صبحی رو که از خواب بیدار شدم دیدم با چشمای پف کرده و حال خراب روی مبل نشسته، با نگرانی ازش پرسدم چی شده.... با چشمای خیسش بهم نگاه کرد و گفت دیشب بانو هِن مرد.

دلم می خواست خفش کنم!

/ 3 نظر / 6 بازدید
نرگس

زیبا بود طنز سینمایی- اگر کارگردانان دیگر درباره الی را ساخته بودند چه می شد؟ در وبلاگ خورشید تیسفون

زهرا

حالا اینی که میگی کی بود؟؟؟!