خاطرات یک فلامینگوی غریب

چای با عطر نارنج

یه دوست خیلی خیلی خوب هندی دارم  که مدتیه واسه کارآموزیش رفته برلین. امروز بهم ایمل زد که با یه خانم شیرازی آشنا شده و رفته خونش و چای ایرانی خورده با عطر بهار نارنج. لازم به ذکره که در آلمان عملی به نام چای دم کردن وجود نداره و ملت چای کیسه ای می خورن (فاجعه رو درک می کنین؟ می بینین بین چه موجوداتی گیر افتادم؟). با خوندن این جملش بی اختیار لبخند زدم، از اون لبخندای عمیقی که با زنده شدن خاطرات خوب رو صورت آدم می افته. گاهی یه کلمه چه اثرات عمیقی می تونه رو آدم داشته باشه.

+ مادموازل فلامینگو ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()