خاطرات یک فلامینگوی غریب

الهی قربونت برم

خواهر زاده 4 ساله ام یک نقاشی از من کشیده. یه دختر کشیده با لباس بلند و دوزائده کوچک سیاه رنگ در دو طرف بدنم. بهش می گم عزیزم این ها چیه کشیدی؟ میگه اینا بال هاته!!!

+ مادموازل فلامینگو ; ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()