خاطرات یک فلامینگوی غریب

یک شب

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جستحو نکرد

اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

+ مادموازل فلامینگو ; ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()