خاطرات یک فلامینگوی غریب

فارسی دری!

- راهت خیلی دوره.... چه جوری تا دانشگاه میای؟

- هیچی فقط باید هی چند بار خودمو از این قطار بیندازم بیرون و دوباره خودمو بیندازم رو اون قطار (پر واضح است که منظور همانا این است که ایشون باید چند تا خط قطار عوض کنه تا به مقصد برسه).

وقتی فرهنگ مال ٢٠٠ سال پیش باشه و از حد یابو و الاغ سواری فراتر نره اینطوری میشه.

+ مادموازل فلامینگو ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()