خاطرات یک فلامینگوی غریب

عدم نوستالوژی!

این روزها ترم اولی ها آمده اند دانشگاه، گروه گروهشان کرده اند و توی دانشگاه می گردانندشان که مثلاً اینجا سلف است و آنجا دستشویی و آنطرف کتابخانه و آنور کپی شاپ و از اینجا جزوه ریاضی می شود خرید و از آنجا نمونه سوالهای امتحان فیزیک...... این ها را که می بینم یاد ترم های اول لیسانس خودم می افتم و به خدا قسم اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند هرگز نمی پذیرم که دوباره ١٨ ساله شوم و بروم ترم اول دانشگاه بنشینم!

این نوشته کلی مرا یاد محل کار سابقم در برق منطقه ای انداخت و کلی روده بر شدم از خنده. بخوانید و کیف کنید.

+ مادموازل فلامینگو ; ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()