خاطرات یک فلامینگوی غریب

با عرض معذرت از تمام مردان سرزمینم

دوستم برته شوهر ایرانی داره، اینجا دانشجوئه ولی شوهرش تو «ماربورگ» کار می کنه (دو ساعت تا اینحا راهه). ماه پیش دعوتم کرد برم شهرشونو ببینم. هرچه اصرار کردم که آدرس منزل رو بده خودم از ایستگاه قطار برم خونشون، قبول نکرد و این شد که با ماشینشان آمدند ایستگاه دنبالم. شوهرش رضا را برای اولین بار دیدم، آدم آرام و خنده رویی به نظرم آمد. رضا ما رو رسوند  به کاخ قدیمی شهرشون روی یک تپه خیلی بلند و خودش رفت، سه ساعت طول کشید تا من و برته کاخ رو دیدیم و قدم زنان از روی تپه اومدیم پایین و قسمت های قدیمی شهرو دیدم و آرام آرام رفتیم طرف خونشون تا نهار بخوریم. وقتی رسیدیم بوی قرمه سبزی زد زیر دماغم، از گرما هلاک بودیم، برته نشست کنارم و با هم آب میوه خوردیم. حالا من انگار میخ گذاشته باشند زیرم هی این پا و اون پا می شدم، عادت نداشتم روز تعطیل برم خونه مردم با خانم خونه برم گشت زنی و آقای خونه بخواد قرمه سبزی برامون بپزه و بعد بیایم بشینیم از خودمون پذیرایی کنیم و آقا همچنان تو آشپزخانه باشه، دیگه طاقت نیاوردم گفتم کمک می خواهید؟ برته با خونسردی پاشد رفت تو آشپزخونه و برگشت گفت لازم نیست هر کاری لازم بوده رضا خودش کرده. خلاصه ما نشستیم به حرف زدن و رضا آمد از روی میز رومیزی فانتزی حریر رو برداشت، خیلی مرتب تا کرد و گذاشت تو کمد، همینطور که با ما حرف می زد میز رو چید و برگشت تو آشپزخونه غذا رو کشید، و برته رو صدا زد، یکی سینی پلو به دست و دیگری ظرف قورمه سبزی به دست وارد شدند، بعد هم رضا سالاد و ماست و خیار آورد. سفره را که جمع کردیم، رضا شوخی کنان داشت از اتاق می رفت بیرون که حاضر شه با هم بریم بقیه شهر رو ببینیم، دم در روی زمین یک دانه برنج افتاده بود، خم شد، دانه را برداشت و توی سطل انداخت. فکر کردم که اکثر مردانی که می شناسم هرگز متوجه دانه برنج روی فرش نمی شوند.

از آن روز که همکلاسی هایم را نگاه می کنم، فکر می کنم این مردان آلمانی اگر در ایران متولد می شدند چقدر نسبت به آنچه که امروز هستند متفاوت می بودند.

من تا قبل از اینکه اینجا بیام نمی تونستم تصور هم بکنم که آدم ها می توانند جور دیگری هم باشند. جور دیگری فکر کنند، از زندگی چیزهای دیگری بخواهند و باز در عین حال تا این حد شبیه به هم باشند.

+ مادموازل فلامینگو ; ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()